الميرزا القمي
280
جامع الشتات ( فارسي )
دور نيست تقويت صاحب مسالك به اينكه از أدله بيش از وجوب نماز طواف نمىرسد ووجوب آن مستلزم كيفيت آن است از براي حج نه شرطيت آن از براي صحت تتمه افعال حج . بلى معاقب است بر ترك واجب واحتمال آن دو معنى ، نفى أصل برائت نمىكند ومؤيد اين است اخبار وأقوال علما در صورت نسيان ، وبنابر اين حكم جوب آن در صورت تعذر در محل تذكر نيز مشكل است . به سبب آنكه واجب معين بوده كه در موضع خاصي شود وجواز آن در خارج دليل مىخواهد ودر صورت نسيان ، اخبار دليل است ودر ما نحن فيه نيست وهمچنين لزوم اتيان وبعد از تمكن از آن منفردا خالى از اشكال نيست . هرگاه اين را دانستى ، بدان كه در صورت سؤال ، امر آسانتر است ، خصوصا هر گاه غير مقصر باشد در تحصيل مسائل نماز وبه آن سبب غلطى در نماز واقع شده واگر مقصر باشد محتمل است كه در حكم عامد ترك ، باشد وحكم آن همان است كه مذكور شد وراه احتياط واضح است . 415 - سؤال : آيا استطاعت حج ، بعد از امنيت راه وعدم مانع به همين حاصل مىشود كه زاد وراحله وخرخ خود در رفتن وآمدن وخرج عيال واجب النفقة خود را داشته باشد . يا بايد سرمايه يا عقارى كه بعد از برگشتن به آن توان مدار كرد داشته باشد ؟ وآيا خانه وباغ وملك داخل استطاعت است يا نه ؟ وآيا نسيه كه در نزد مردم دارد وقادر بر جمع وگرفتن آن نيست آن هم داخل استطاعت است يا نه ؟ جواب : مشهور ميان متأخرين علما اين است كه باقي ماندن چيزى از براي برگشتن ، ضرور نيست . به جهت اطلاق آية وأحاديث مستفيضه كه دلالت دارند بر اينكه هر كس قادر به زاد وراحله است مستطيع است واز أكثر قدما ، نقل شده است كه شرط است در استطاعت كه رجوع به كفايت از مالي يا صنعتى يا مستقلى ( مستغلى ) كه به آن معيشت بكند ، ضرور است . وچند حديث دلالت بر آن دارد كه در كتاب مقنعه وتهذيب وخصال ومجمع البيان مذكورند وشيخ در خلاف وابن زهره در غنيه دعوى اجماع بر آن كردهاند واين قول خالى از قوت نيست ، بلكه ظاهر آية منافاتى با اين قول ندارد ، به جهت آنكه استطاعت در لغت به معنى مقدور بودن به آسانى است نه